هافبك تیم فوتبال پرسپولیس گفت: میدانم هیچ وقت حاشیه دست از سرم برنمیدارد اما به دنبال ثابت كردن خودم هستم.
محمد پروین اظهار داشت: بدون هیچ حرفی، تمریناتم را با پرسپولیس آغاز كردم. به دنبال این هستم تا به هدفهایی كه در نیمفصل اول به آن نرسیدم، برسم.وی افزود: میدانم حاشیهها در اطراف من زیاد است؛ اما به دنبال ثابت كردن خودم هستم. با هدفهای بزرگی به پرسپولیس آمدم و متاسفانه نتوانستم بنابر دلایلی، به جایگاهم برسم.
پروین عنوان كرد: بعید میدانم در فهرست مازاد بوده باشم چون در تمرینات حضور پیدا كردم. كرانچار نیز دوست دارد در تیم بمانم؛ البته برایم نیمكت نشینی سخت است. دنبال این هستم تا متوجه بشوم، چگونه میتوانم دوباره به تركیب اصلی راه پیدا كنم.
پروین اظهار كرد: نیمكت نشینی من، شاید پدرم را نیز ناراحت كند؛ اما همیشه به من گفته كه بجنگ و حقت را در زمین بگیر. او امیدوار است كه در نیم فصل دوم این اتفاق بیفتد چون دوست ندارم یك نیمفصل دیگر فقط بازیهای پرسپولیس را تماشا كنم.
کودتاگران ناکام جنبش سبز اموی در پی مصادره رنگ سبز در روز عید غدیر!
کودتاگران ناکام که چند روزی بود طرح مضحک و عقیم جنبش سبز علوی را برای مصادره رنگ سبز به راه انداخته بودند، بعد از اینکه دریافتند با این قبیل طرحهای مبتکرانه(!) راه به جایی نمیبرند تصمیم گرفتهاند روز عید غدیر، رنگ سبز را مصادره کنند.

به گزارش موج سبز آزادی، یک روحانی حامی دولت کودتا در مصاحبه با فارس اعتراف کرد که طرح جنبش سبز در واقع اموی ناکام و عقیم مانده است و برای مصادره رنگ سبز باید روز عید غدیر تمام تلاش خود را به کار گیریم. حجتالاسلام فانی در مصاحبه با بنگاه خبرپراکنی شبه نظامی فارس نیوز، تلویحا گفته است که آنچه به عنوان جنبش سبز علوی به راه افتاد در برابر موج خروشان سبزهای واقعی راه به جایی نبرد و باید تدبیری دیگر اندیشید. وی این تدبیر را از طریق به کارگیری رنگ سبز در روز عید غدیر این حربه را خنثی نمود.
حامیان دولت نامشروع کودتا گویا از یاد بردهاند که رنگ سبز از ارکان اصلی هویت این جنبش و به جز جدایی ناپذیر آن تبدیل شده است و با این طرحهای خام معنای حقیقی رنگ سبز از بین نخواهد رفت.
گفتنی است، کودتاگران پیش از این به سرکردگی روزنامه کیهان، در تقلیدی خام از گفتمان پیشروان جنبش سبز در بازشناسی اسلام اموی و علوی، اصطلاحات عقیم و نامانوسی چون جنبش سبز اموی و علوی را برای مصادره رنگ سبز باب نمودند که به دلیل وفور خلاقیت و ابتکار این دوستان(!) عمرش به بیش از یک هفته کفاف نداد و اکنون باید به دنبال اصطلاحات جایگزین برای این عبارات بگردند.
لازم به توضیح است که عباراتی نظیر اسلام اموی و علوی و مقایسه میان رفتار امویان و علویان را برای اولین بار دکتر محسن کدیور از پیشگامان جنبش سبز مطرح نمود و پس از آن بود که کودتاگران برای عقب نماندن از قافله عباراتی تقلیدی از آن دست که ذکر شد را ساختند
عده ای از زنان بسیجی و حزب اللهی دیروز با تجمع دربرابر سفارت بریتانیا درتهران، ضمن معرفی آرش حجازی، به عنوان قاتل وی خواستار مجازات و استرداد او به ایران شدند.
بعدازظهرروزگذشته واز حوالی ساعت ۱۴ عده معدودی از زنان وابسته به تشکل ها واحزاب حامی دولت کودتا با تجمع دربرابر سفارت انگلستان به “فراری” بودن قاتل نداآقاسلطان و اقامت او در انگلستان اعتراض کردند.دراین تجمع ۸۰ نفره که حدود یک ساعت به طول انجامید، معترضین بادردست داشتن پلاکاردها وتابلوهای تبلیغاتی که بیشترآنها با حروف لاتین به نگارش درآمده بود، آرش حجازی را به عنوان قاتل آقاسلطان معرفی کردند وخواهان تحویل او به جمهوری اسلامی شدند. دراین پلاکارت هاآمده بود: ما خواهان استرداد قاتل ندا آقا سلطان به ایران هستیم.
Arash hejazi should return to iran ” و “We want you to return neda agha sultan’s murderer
تظاهر کنندگان حزب اللهی، همچنین تصاویر ندا آقاسلطان را به عنوان مقتول و آرش حجازی به عنوان قاتل در دست داشتند.این عده همچنین با سر دادن شعارهای “خط نفاق و فتنه افشا باید گردد، قاتل آقاسلطان رسوا باید گردد”، “عاملان جنایت؛ آمریکا و انگلیس”، “MI6 قاتل است، حجازی عامل است”، “آرش حجازی، قاتل آقاسلطان”، “انگلیس مکار است، ملت ما بیدار است”، “آمریکا، انگلیس، ننگ به نیرنگتان”، “مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس”، “قاتل فتنهانگیز تحویل باید گردد” خواستار تحویل آرش حجازی به ایران شدند.
گفتنی است دراین تجمع زهراالهیان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و از حامیان دولت کودتا، ضمن سخنانی همه فعالیت های نهادهای حقوق بشری در ارتباط با قتل نداآقاسلطان را یک دسیسه سیاسی برعلیه دولت وملت ایرانی توصیف نمود وگفت: “پس از ۲۴ ساعت متاسفانه جسد ندا آقاسلطان بدون روال قانونی و معاینات پزشکی قانونی به خاک سپرده شد و فرد مشکوکی به نام آرش حجازی که چند روز قبل از اغتشاشات وارد ایران شده بود، بعد از این اتفاق به انگلستان بازگشت و با تمامی رسانههای خارجی بر علیه جمهوری اسلامی ایران مصاحبه کرد”.
وی سپس در ارتباط با بازبینی فیلم قتل آقا سلطان وتحلیل وتفحص این جریان درمجلس شورای اسلامی، خطاب به حاضرین دربرابر سفارتخانه انگلیس گفت: “این حادثه در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی رسیدگی شد و وزارت اطلاعات با در دست داشتن شواهدی عوامل پشت صحنه این قتل را شناسایی کرده است و مشخص شد این قتل از سوی بیگانگان طرحریزی شده بود.”
درپایان این مراسم معترضین با تهیه وامضای طوماربلندی خواهان بازگرداندن آرش حجازی به دولت ایران شدند.
آرش حجازی که پزشک و تنها نماینده تام الاختیار ترجمه آثار پائولو کوئیلو درایران است، در جریان قتل آقاسلطان توسط یک مامور بسیجی موتورسوار، در صحنه حاضر بود. حجازی پس ازاین ماجرابر اثر فشارنیروهای امنیتی دولت کودتا ازکشورخارج شد و به انگلستان رفت.
علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در نطق میان دستور امروز مجلس، انتقاداتی صریح درباره مسائل روز جامعه، از جمله مسائل سیاسی و اجتماعی کشور بیان کرد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، مطهری در این نطق، درباره لایحه هدفمند کردن یارانهها، حوادث پس از انتخابات، متهمان بازداشتگاه کهریزک، مسأله ارسال سوخت اورانیوم به خارج از کشور و شیعه کشی وهابیان سخن گفت.
دکتر علی مطهری در این نطق، با اشاره به اعتماد نمایندگان مجلس به دولت اظهار داشت: دولت باید به نمایندگان اعتماد کرده و خواستههای خارج از قانون اساسی و آییننامه مجلس از نمایندگان نداشته باشند.
وی با تأکید بر آزاد شدن زندانیان حوادث پس از انتخابات، برگزاری دادگاه و برخورد با عاملان وقایع بازداشتگاه کهریک، کوی دانشگاه و مجتمع سبحان را خواستار شد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به مسائل مطروحه پیرامون تأمین سوخت هستهای کشورمان گفت: مطلب سوم، مسأله انرژی هستهای است و پافشاری طرف غربی بر خارج شدن اورانیوم ۵/۳ درصد غنیشده از ایران و مبادله آن با سوخت رآکتور اتمی، در حالی که آنها بنا بر مقررات، موظفند سوخت مورد نیاز ایران را تأمین کنند، مشکوک به نظر میرسد و خوشبختانه دولت، پس از سادهانگاری اولیه، راه خود را اصلاح کرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با انتقاد از کشتار شیعیان در یمن به دولت یمن و عربستان هشدار داد.
مطهری همچنین با اشاره به اظهارات اخیر مشایی گفت: مطلب پنجم، افاضات جدید آقای اسفندیار مشایی است که فرمودهاند، خدا نمیتواند محور وحدت انسانها باشد، زیرا به تعداد انسانها خدا داریم. تضاد این سخن با تعلیمات اسلامی آشکار است. از آقای مشایی تقاضا داریم وارد معقولات نشوند و در مسائلی که در تخصصشان نیست، اظهار نظر نفرمایند.
نماینده مردم تهران در پایان، دولت و شهرداری را به همدلی برای حل مشکل مترو و ترافیک تهران دعوت کرد.
شایان ذکر است، متن کامل نطق علی مطهری به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشاپیش سالروز رحلت مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم استاد محمد تقی جعفری را به ملت شریف ایران، نمایندگان محترم و رهبر گرامی انقلاب اسلامی تسلیت عرض میکنم.
از رئیسجمهور محترم به خاطر حضور فعال در اجلاس کشورهای اسلامی در ترکیه و ارایه پیشنهادهای مؤثر به ویژه تشکیل بازار مشترک اسلامی و تأکید بر اقتصاد اسلامی و مبارزه با نظام ربوی حاکم بر اقتصاد سرمایهداری تشکر میکنم. همین طور از ریاست محترم مجلس شورای اسلامی به خاطر سفر پرکار و مؤثر به عراق سپاسگزارم.
نکاتی را به عرض میرسانم: خوشبختانه لایحه هدفمند کردن یارانهها گامهای آخر را برای قانون شدن برمیدارد. همه میدانیم که در واقع، این طرح یک انقلاب اقتصادی است و بدون همدلی و همکاری دولت و مجلس، بلکه هر سه قوه به درستی پیاده نمیشود. مجلس سه تغییر و اصلاح مهم در این لایحه انجام داد که آثار منفی آن را به حداقل می رساند: نخست ملایم کردن شیب واقعی کردن قیمتها، دوم ممانعت از طبقاتی شدن جامعه و اجرای عدالت به روش سوسیالیستی و سوم حذف صندوق ویژه یارانهها که خارج از نظارت دیوان محاسبات باشد.
از دولت محترم میخواهیم که بر تاسیس صندوق ویژه و هزینه کردن درآمد حاصل از افزایش قیمتها، خارج از قانون بودجه سالانه اصرار نورزد و همان گونه که رئیسجمهور محترم از مجلس خواستند که به دولت اعتماد داشته باشد ما نیز از دولت میخواهیم که به مجلس اعتماد داشته باشد و تقاضایی بیرون از چهارچوب قانون اساسی و آییننامه داخلی مجلس نداشته باشد و به دنبال راهکارهای غیرقانونی نباشد، زیرا نمایندگان قسم خوردهاند که برخلاق قانون اساسی مجلس رفتار نکنند و از حقوق مردم دفاع نمایند.
نکته مهم در باب هدفمند کردن یارانهها و ایجاد عدالت اقتصادی این است که ما باید این کار را در قالب اسلامی و با پشتوانه اخلاق و معنویت و برادری ایمانی و اخوت اسلامی انجام دهیم، به گونهای که بسیاری از اغنیا داوطلبانه و برای کمک به برادران ایمانی خود از دریافت یارانهها خودداری کنند و فضای دوستی و محبت میان طبقات گوناگون و میان غنی و فقیر حاکم باشد و هرگز به دنبال روش سوسیالیستی که دولت به زور از غنی بگیرد و به فقیر بدهد، نباشیم.
جامعه ایدهآل اسلامی به تعبیر امام صادق (ع)، جامعهای است که در آن هر فردی هنگام نیاز، دست در جیب برادر مؤمن خود برد و پس از رفع احتیاج به اطلاع او برساند و او هیچ ناراحت نشود، بلکه خوشحال شود.
متأسفانه آثار وقایع پیش و پس از انتخابات هنوز باقی است و وجدان بخشی از جامعه آرام نگرفته است. علت آن، افراطگری بخشی از هر دو طرف ماجرا و بیتوجهی به اجرای عدالت و قضاوت همراه با تعصب و رعایت نکردن انصاف است. هیچ چیزی مانند عدالت، جامعه را راضی نگه نمیدارد.
ـ بازداشت شدگان وقایع اخیر در اسرع وقت آزاد شوند، مگر کسانی که دست به تخریب اماکن و اموال عمومی زدهاند.
ـ دادگاه متهمان حوادث بازداشتگاه کهریزک، کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان هر چه زودتر برگزار شود.
به تازگی آیتالله مکارم شیرازی، مرجع بزرگوار تقلید، بر دو موضوع اخیر تأکید کردند. در این صورت این فتنه مانند یخی که آب شود، محو خواهد شد و کشور با سرعت بیشتری به کار و تولید و عمران و آبادانی خواهد پرداخت. در این میان، نقش قوه قضاییه در نابودی این فتنه تعیین کننده است و باید با حفظ استقلال خود، به فشارهایی که از سوی برخی نهادهای امنیتی بر آن وارد میشود، ترتیب اثر ندهد.
مطلب سوم، مسأله انرژی هستهای است . پافشاری طرف غربی بر خارج شدن اورانیوم ۵/۳ درصد غنیشده از ایران و مبادله آن با سوخت رآکنور اتمی، در حالی که آنها بنا بر مقررات، موظفند سوخت مورد نیاز ایران را تأمین کنند، مشکوک به نظر میرسد و خوشبختانه دولت، پس از سادهانگاری اولیه، راه خود را اصلاح کرد.
آمریکاییها مایلند پیوندی میان مسأله انرژی هستهای و رابطه با آمریکا برقرار کنند. دولت باید به هوش باشد که فریب آنها را نخورد و رهنمودهای صائب رهبری را فرا روی خود قرار دهد و به بهانه های گوناگون از خود اشتیاق نشان ندهد. آنها با اصل انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی مخالفند. فرضا مسأله انرژی هستهای حل شود، مسأله دیگری را بهانه میکنند، زیرا آنان با اسلام به عنوان یک راه و سبک زندگی در برابر سبک غربی مخالفند و با آرمانگرایی و داعیه جهانی اسلام و مبارزه جمهوری اسلامی با صهیونیسم مخالفند و از قضا، امروز برای تحقق طرح صلح عربی و پایمال کردن حقوق مردم فلسطین به شدت به حمایت و دستکم سکوت ایران نیازمندند. فرضا برقراری رابطه با آمریکا به سود کشور و انقلاب باشد، هماکنون از نظر عدم تحقق تغییر واقعی در خط مشی آمریکا و از نظر شرایط جهانی به ویژه خاورمیانه، وقت مناسبی نیست.
مطلب چهارم، عملکرد دولت عربستان سعودی در یمن است که در واقع وارد جنگ با بخشی از مردم مسلمان این کشور شده و از مرزهای آن گذر کرده است.
رهبران عربستان سعودی که خود را خادمالحرمین میدانند، نباید عامل تفرقه و ظلم و تجاوز و کشتار میان مسلمین باشند. فجایعی که با حمایت آنها در عراق و افغانستان و پاکستان انجام میشود، کم بود که اکنون به کشتار مردم مسلمان یمن پرداختهاند. شما که عربیت و ناسیونالیسم عربی را بیشتر از اسلام قبول دارید، با چه منطقی دست به کشتار برادران عرب خود زده و همکار و همراه اسرائیل شدهاید؟ به سران سعودی که هنوز دیه شهدای مکه مکرمه را بدهکارند، هشدار میدهیم که اگر خشم مسلمانان جهان شعلهور شود، در این آتش خواهند سوخت.
مطلب پنجم، افاضات جدید آقای اسفندیار مشایی است که فرمودهاند خدا نمیتواند محور وحدت انسانها باشد، زیرا به تعداد انسانها خدا داریم. تصاد این سخن با تعلیمات اسلامی آشکار است. از آقای مشایی تقاضا داریم وارد معقولات نشوند و در مسائلی که در تخصصشان نیست، اظهار نظر نفرمایند.
مطلب آخر این که متروی تهران را باید یک پروژه ملی بدانیم، زیرا در کل کشور اثرگذار است. حل مشکل ترافیک تهران که به وضع وحشتناکی رسیده و موجب اتلاف ساعتها وقت مردم و میلیاردها تومان حامی انرژی است، تنها با تکمیل هفت خط مترو امکان پذیر است. از دولت و شهرداری میخواهیم با همدلی، این مهم را به سرانجام رسانند و گرایشهای سیاسی را در آن دخالت ندهند. خدا کند این خبر راست، دروغ باشد که برخی مقامات دولتی گفتهاند هرچه به مترو کمک کنیم به نام هاشمی تمام خواهد شد! این آغاز لغزش و دور شدن از خلوص نیت است. به تعبیر شهید آیتالله مطهری، یک انقلاب مذهبی اگر اخلاص خود را از دست بدهد، زود از بین میرود.
با مذاكرات انجام شده میان حبیب كاشانی و قالیباف، شهرداری تهران اسپانسر تیم فوتبال پرسپولیس شد.
با اعلام فسخ قرارداد منعقد شده میان باشگاه پرسپولیس و شركت "به گل "، از سوی این شركت و پس از مذاكرات انجام شده میان باشگاه پرسپولیس و شهرداری تهران، سازمان سرمایه گذاری و مشاركت های مردمی شهرداری تهران، اسپانسر تیم فوتبال پرسپولیس در ادامه این فصل شد.
شهرداری تهران در هفتمین دوره مسابقات لیگ برتر در سال 86 نیز اسپانسر تیم فوتبال پرسپولیس بود.
تمرین تیم فوتبال پرسپولیس امروز با حضور 18 بازیكن در زمین شركت واحد برگزار شد.
در این تمرین كه پس یك هفته استراحت از ساعت 14 و 30 دقیقه در زمین تمرین شركت واحد برگزار شد كلاهكج، بادامكی، علیعسگر، آقازمانی، تیاگو، برزیلیا، هوارمحمد، باقری، اكبری و بازیكنان ملیپوش غایب بودند.*كرانچار در تمرین حضور داشت اما ایكوویچ غایب بود.
* اشپیتیم آرفی تنها بازیكن خارجی حاضر در تمرین بود.
* در تمرین امروز تدابیر ویژهای برای حضور هواداران و خبرنگاران در نظر گرفته شده بود. هواداران از درب شمالی و خبرنگاران با نشان دادن كارت خبرنگاری از دیگر درب دیگر وارد زمین تمرین شدند.
* احمدرضا عابدزاده و حسین عبدی زودتر از سایر بازیكنان در زمین حاضر شدند.
* بازیكنان در قالب 2 تیم سفید و قرمز با هم به رقابت پرداختند كه در نهایت تیم سفید با نتیجه 2 بر یك و با گلهای محسن خلیلی و مهدی شیری به پیروزی دست یافت. تك گل تیم قرمز را محمد پروین به ثمر رساند.
* تمرینات سرخپوشان فردا پیگیری میشود. این تیم جمعه برای برپایی اردو عازم امارات خواهد شد.
سرمربی پرسپولیس گفت: برخی روی نیمكت حسرت بازی كردن میخورند و من اسم آنها را به باشگاه دادهام.
زلاتكو كرانچار پس از بازگشت به ایران گفت: چند روزی كه نبودم دلم برای ایران تنگ شده بود. با این حال با روحیهای جدید و با تیمی پرنشاط به سراغ نیمفصل دوم خواهیم رفت و با بازیهای خوبی كه انجام خواهیم داد، دل هواداران را شاد میكنیم.
این مربی كروات ادامه داد: اردوی امارات جهشی موفقیتآمیز برای پرسپولیس است. قصد داریم در این اردو برنامههای تاكتیكی نیمفصل دوم را مرور كنیم و بازیكنان را محك بزنیم. قصد داریم دیدارهایی را در امارات انجام دهیم كه ما را به هدفمان برساند.
كرانچار درباره بازیكنان مازاد پرسپولیس گفت: دوست ندارم كسی از تیم جدا شود و خواهان این هستم تا همه بازیكنان بتوانند بازی كنند اما برخیها روی نیمكت حسرت بازی كردن را میخورند كه من اسم آنها را به باشگاه دادم تا در صورت امكان، آنها را به تیمهای دیگر منتقل كنند.
وی افزود: پرسپولیس اهداف بزرگی را دنبال میكند و برای رسیدن به این اهداف باید جنگی تمام عیار را انجام دهد. ما در این راه رقیبان زیادی داریم اما از كسی ترسی نداریم تا به هدف خود برسیم.
كرانچار تصریح كرد: برای ملیپوشان پرسپولیس آرزوی موفقیت میكنم و امیدوارم با بازیهای خوبشان به تیم ملی كمك كنند.
پرسپولیس در آغاز نیمفصل دوم و از هفته هفدهم مسابقات شنبه هفتم آذرماه سال جاری در ورزشگاه فولادشهر اصفهان به مصاف سپاهان، صدرنشین نیم فصل اول خواهد رفت.
اما حوادث ماههاى اخیر (قبل و پس از انتخابات) نشان مىدهد که همه مردم با سلایق و گرایشهاى مختلف سیاسى خواهان اصلاح وضع موجود هستند.
حتى کسانى که به نامزدهاى دیگر رأى دادهاند هم به دنبال تغییر وضع موجود و اصلاح روندهاى پیشین بودهاند.
مفهوم دیگر این سخن آن است که تغییر وضعیتى که سالهاست در جامعه استقرار یافته به تدریج به خواستهاى عمومى بدل شده است. البته این میل به تغییر با اهداف اولیه و آرمانهاى انقلاب اسلامى هیچ تضادى ندارد. اعتراضات و انتقادات به مدلهایى از مدیریت است که مدتهاست اعمال مىشوند و نسبت روشنى با تخصص و نگاه کارشناسى ندارند. این خود مىتواند ریشه در نوع نگاهى داشته باشد که از درک نادرست اندیشههاى بنیادین انقلاب اسلامى مردم ایران ناشى شود. اما هرچه باشد به نظر مىرسد تقسیمبندى جدیدى در سالهاى پیشرو در جامعه ایران پررنگتر چهره نماید. در این قطببندى طرفداران تغییر در یکسو و مدافعان حفظ وضع موجود در سوى دیگر خواهند ایستاد. اگر روند حوادث به روال موجود باقى بماند مىتوان تصور کرد که کفه طرفداران تغییر در مدت زمان کوتاهى به ضرر طرف دیگر افزایش فراوان خواهد یافت. چرا که ضعف اساسى و غیرقابل انکار موجود در عرصه مدیریت حوزههاى معطوف به امور عرفى و غیرایدئولوژیک، مفهوم ناکارآمدى حاملان و مدافعان وضع موجود را به اذهان جامعه القا مىکند. این اتفاق به نوبه خود بهسان پدیدهاى شتاب بخش در مقبولیتزدایى از وضع موجود و مدافعان آن عمل خواهد کرد.
در چنین شرایطى به نظر مىرسد میزان توفیق و عدم توفیق جریانهاى سیاسى به میزان توان آنها در برقرارى ارتباط با همین جریان اجتماعى بستگى دارد. به هر اندازه که یک جریان سیاسى خود را موافق خواستههاى اجتماعى مردم نشان داده و راهحلهایى عملیاتى منطبق با مطالبات مردم ارائه دهد به همان میزان در متن جامعه نفوذ کرده و ماندگار خواهد شد.
شاید بتوان نقطه قوت اصلاحطلبان را در همین بخش دانست همان چیزى که اصولگرایان در آن با کمى تاخیر مواجهند یا دچار نوعى اغراق یا سادهانگارى در آن مىشوند. از سوى دیگر امروز جامعه ایران با تحولاتى موازى در بخشهاى گوناگونى از جامعه مواجه است که همراهى با آنها و درک ضرورتهاى هر یک مىتواند در تعیین روند تحولات آتى اثرگذار باشد، بخشى از این تحولات به شرح زیرند:
1- گسترش آموزش و مهارتهاى زندگی، افزایش سطح بهداشت و درمان، بهبود مولفههاى اولیه زندگى در نقاط مختلف کشور، رشد فناورىهاى اطلاعاتى و... همگى موجب شده تا شکلبندى و ماهیت مطالبات عمومى تغییر زیادى کند. درک این تغییرات و توجه به آنها یک ضرورت اجتماعى است که اصلاحطلبان در این زمینه خود را کوشا نشان دادهاند. اما محافظهکاران یا تمایل چندانى به پذیرفتن تبعات و نتایج غیرقابل اجتناب این تغییرات ندارند یا با ضرورتها و مطالبات جدى ناشى از آن برخوردى منطقى ندارند.
2- برخوردهاى سلیقهاى در حوزه فرهنگ و هنر که با جابهجایى مدیران دائما در حال تغییر است مشکلات فراوانى را ایجاد کرده است. فقدان قانون و چارچوبهاى مشخص در ممیزى آثار فرهنگى و هنرى آستانه تحمل فعالان این بخش را پایین آورده است. پایان دادن به این وضعیت نیز یک ضرورت اجتماعى است.
3- مشکلات موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالى نیز گویاتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد.
4- مشکلات فعالان اقتصادی، صاحبان سرمایه، تولیدگرایان، بازرگانان، تورم، رکود، بىثباتى برنامههاى اقتصادى و ضعف مدیریتى در کنار بیکارى و ورشکستگى برخى واحدهاى اقتصادى وضعیتى بىسابقه را در این بخش ایجاد کرده است.
به این چهار مورد مىتوان مواردى مانند مطالبات زنان، جوانان، دانشجویان، کارگران و... را نیز افزود.
بدیهى است بسیارى از مشکلات و نارسایىهاى موجود از گذشتهها باقى مانده است اما نحوه برخورد دولت و نیز مجالس هفتم و هشتم موجب شده عمده موانع و مشکلات به حساب جریان اصولگرا و بویژه جریان تندرو آن که حلقه حامیان دولت را تشکیل مىدهند، گذاشته شود.
در چنین شرایطى اصلاحطلبان تلاش مىکنند مطالبات موجود در سطح جامعه را مورد توجه قرار داده و خواستار تحقق آنها باشند و از آنجا که خود در اداره امور نقشى ندارند بدیهى است که پاسخگوى وضع موجود نیز نیستند به همین دلیل از اقبال گسترده مردم برخوردار خواهند بود و روزبهروز بر نفوذ اجتماعى آنان افزوده مىشود که جلوههایى از آن را در سطوح مختلف اجتماعى مىتوان مشاهده کرد. بر سر یک دوراهى سرنوشتساز قرار دارند؛ اگر به مطالبات این بخشها توجه کرده و به تحقق آنها یارى رسانند عملا متهم به عقبنشینى و پذیرش ضرورتهاى اجتماعى شده و اصلاحطلبان از آن به نفع خود استفاده مىکنند و پیشرفت گام به گام خود را تبلیغ خواهند کرد و اگر در مقابل مطالبات عمومى مقاومت کرده و درصدد نفى آنها برآیند یا اولویتهاى دیگرى را مورد توجه قرار دهند به دامنه اعتراضات خواهند افزود که باز هم به نفع جریان اصلاحطلب خواهد بود.
به هر حال به نظر مىرسد عملکرد دولت از یکسو و اختلافات جریان اصولگرا و عدم یکپارچگى در این جناح از سوى دیگر روزها و ماههاى پرفروغى را پیش روى اصلاحطلبان قرار داده است. به ویژه آنکه انتخابات ریاست جمهورى و حوادث ماههاى اخیر اصلاحطلبان را منسجمتر و هماهنگتر از گذشته نیز ساخته است.
روابط سیاسی خاتمی و کروبی گرمتر میشود / شیخ اصلاحات كدورتها را كنار گذاشت پیام تبلیغات انتخاباتی از جمله زمان هایی بود که دبیر کل حزب اعتماد ملی به دلیل حمایت خاتمی از میرحسین موسوی زبان به انتقاد از وی گشاده و به تیرگی و کدورت رابطه خود و رئیس جمهور سابق دامن زد. از آن زمان تا کنون چندین مورد وساطت هایی از جانب بزرگان دوم خردادی برای آشتی کنان خاتمی و کروبی صورت گرفته بود اما هیچ یک از این موارد شیخ اصلاحات را متقاعد به صلح و سازش با خاتمی نکرده بود. پس از دیدار ۴ ساعته میرحسین و کروبی که پیش از ۱۳ آبان انجام شد از جمله محورهای مد نظر موسوی از دیدار با کروبی اصرار وی برای آشتی خاتمی و کروبی و کنار گذاشتن ناراحتی های شیخ اصلاحات از هم حزبی سابق خود بود. اصرار میر حسین موسوی موجب آن شده بود تا دبیر کل اعتماد ملی از سرسختی پیشین خود نسبت به سید محمد خاتمی کاسته و در نتیجه چراغ سبزی برای آشتی دوباره با وی نشان دهد. از همین رو، پس از دیدار موسوی و کروبی، طی روزهای گذشته جلسه ای در منزل حجه الاسلام سید مهدی امام جمارانی برگزار گردیده که در آن سید محمد خاتمی، مهدی کروبی ، انصاری و تنی چند از دیگر بزرگان اصلاحات حضور داشته اند. به گفته یکی از نزدیکان مهدی کروبی : در این جلسه که چندان نیز به طول نیانجامیده است پس از تبادل صحبت های مختصر، خاتمی و کروبی با یکدیگر آشتی کرده و کروبی با بیان اینکه ما با هم قهر نبودیم قول و قرار برگزاری مستمر این جلسه را با دیگر اعضا از جمله خاتمی هماهنگ کرده است
شعر این سرود از عبدالجبار کاکایی است که آهنگ آن با کمک "محمدعلی خواجه نوری" ساخته شده و تنظیم آن را نیز خود داریوش خواجه نوری انجام داده است.
باشگاه فوتبال پرسپولیس به عنوان نخستین تیم باشگاهی در ایران، با قطعه ای با صدای "داریوش خواجه نوری" که در بخش هایی از آن برخی بازیکنان جدید و قدیمی تیم، وی را همراهی می کنند دارای سرود رسمی شد.
داریوش خواجه نوری در این باره گفت: این اتفاق برای اولین بار در سطح باشگاه های ایران رخ می دهد. بخش هایی از این سرود با صدای جمعی از بازیکنان قدیمی و جدید تیم پرسپولیس از دهه پنجاه تاکنون ضبط می شود. این سرود آماده است و تنها بخش های هم خوانی جمعی آن مانده است که تا پایان هفته کامل می شود. این خواننده و آهنگساز ، در معرفی بازیکنانی که سرود را همراهی می کنند، به علی کریمی، همایون بهزادی و کریم باقری اشاره کرد.
شعر این سرود از عبدالجبار کاکایی است که آهنگ آن با کمک "محمدعلی خواجه نوری" ساخته شده و تنظیم آن را نیز خود داریوش خواجه نوری انجام داده است.
این پول امروز پرداخت شد و قرار است فردا از طریق مراجع حقوقی و مكاتبه با فیفا به حساب 2 بازیكن پانامایی ریخته شود.
عباس علیپور، مدیر روابط عمومی باشگاه پرسپولیس در گفتوگو با فارس این خبر را تایید كرد.
وی همچنین در مورد سفر پرسپولیس به امارات و بازیهای دوستانه این تیم گفت: برای انجام بازی دوستانه از 3 تیم پیشنهاد داریم كه قرار است صبح پنجشنبه با تشخیص كرانچار 2 تیم را برای انجام دیدار تداركاتی انتخاب و معرفی كنیم.
وی در مورد شرایط نیكبخت واحدی تأكید كرد: منتظر روشن شدن تكلیف كریمی هستیم تا پس از آن وضعیت نیكبخت را بررسی كنیم.
شركتی كه باطومهای بسیجیان را تولید میكند شناسایی شد. در تصویر زیر كارتن باطوم رو میبینید در راهپیمایی روز 13 آبان كه روی آن نام شركت در ج گردیده .

مشخصات شركت " نور نگین هشتم" :
شماره ثبت : 271700
موضوع شرکت: خدمات مهندسی تولید و نصب و راهاندازی ماشینآلات تعمیرات اساسی خرید و فروش صادرات و واردات کلیه کالاهای مجاز بازرگانی
آدرس : تهران- شهرک ژاندامری - خیابان آرش- خیابان الوند4 - پلاك 426
سرمایه شرکت: مبلغ 100/000/000 ریال
هیئت مدیره : پیمان دمیرچلی به سمت عضو هیئت مدیره، علیرضا دمیرچلی به سمت رئیس هیئت مدیره، پیمان کیائی به سمت نائب رئیس هیئت مدیره، پیمان کیائی به سمت مدیرعامل برای مدت نامحدود انتخاب گردیدند.
لازم به ذكر است برای شناسایی و پیدا كردن آدرس و شماره تماس مدیران شركت در حال تلاش هستیم چنانچه دوستان اطلاعاتی دارند در اختیار جنبش قرار دهند
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) با تاکید بر اینکه نگاه اسلام و ادیان به جامعه اینگونه است که نباید گذاشت مردم در جهل باقی بمانند خاطرنشان کرد: طاغوت و کسانی که راهی غیرخدایی میپیمایند سعی میکنند مردم در جهل باقی بمانند چرا که در سایه ندانستن است که مردم اطلاعات غلط را باور میکنند و به راهی میروند که کارگردانان آن را پیشاپیش مشخص کردهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حجتالاسلام سیدهادی خامنهای در دیدار با جمعی از جوانان و دانشجویان اصلاحطلب با تاکید بر اینکه رمز موفقیت این است که از حدود و ارتباط انسانها تعریف درستی داشته باشیم اظهار داشت: دغدغه همیشگی بنده این بوده است که باید به کارهای فرهنگی اهمیت دهیم و معتقدم مشکلات ما چه در گذشته و چه در آینده بیش از هر چیز مشکلات فرهنگی است چراکه شاهدیم آنچه که اتفاق میافتد قالبا سوءاستفاده از بیاطلاعیهای مردم است که وجود دارد.
وی با تاکید بر اینکه در جامعهای که همهچیز روشن است نمیتوان به کسی دروغ گفت خاطرنشان کرد: خداوند در سوره بقره میفرماید که خدا سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند و آنها را از ظلمات وارد وادی نورانی میکند.
نماینده دور ششم مجلس با تاکید بر اینکه در محیط نورانی هیچچیز مبهم و نامفهوم باقی نمیماند تصریح کرد: اما در مقابل در محیط ظلمانی یا اشیا و موجودات دیده نمیشود و یا اگر دیده شود به صورت مبهم و سایهوار است در محیطهای ظلمانی مفهوم معنویات هم برای مردم عوض میشود و چون مردم اطلاعات ندارند میتوان به راحتی بر اندیشه آنها سوار شد و آنها را فریب داد.
سید هادی خامنهای با تاکید بر اینکه نگاه اسلام و ادیان به جامعه اینگونه است که نباید گذاشت مردم در جهل باقی بمانند خاطرنشان کرد: طاغوت و کسانی که راهی غیرخدایی میپیمایند سعی میکنند مردم در جهل باقی بمانند چرا که در سایه ندانستن است که مردم اطلاعات غلط را باور میکنند و به راهی میروند که کارگردانان آن را پیشاپیش مشخص کردهاند.
وی با بیان اینکه عدهای بدون آنکه اسلام و انقلاب را درست شناخته باشند به راههای اشتباه میروند و اشتباهات بزرگی میکند که به ضرر انقلاب و نظام است تصریح کرد: امیدواریم افکار عمومی و اندیشههای روشن و مترقی جلوی این حرکت انحرافی را بگیرد.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) با اظهار ناخرسندی از رواج شایعه، دروغ و تهمت در فضای سیاسی، اجتماعی کشور گفت: معتقدیم کسی که به راحتی به دیگران تهمت میزند و گزافهگویی میکند ارزش حرفهایش بسیار پایین است و تهمتزنندگان و دروغپردازان ارزشی در جامعه ندارند.
وی با اشاره به اینکه اگر فعالیت میکنیم باید در جهت افزایش اطلاعات و آگاهی مردم باشد اظهار داشت: فعالیتهای اجتماعی نباید منحصر به فعالیت سیاسی باشد. امروز یکی از ضرورتهای عمده ما بیاطلاعی از مسائل مذهبی است که باعث شده است مدعیان مذهبشناس بیاطلاع بر امواج اطلاعرسانی مذهبی سوار شوند و آنچه که هیچ ارتباطی با مذهب ندارد را به نام دین معرفی کند و این بزرگترین هجمه به دین و دینورزان است.
سیدهادی خامنهای با تاکید بر اینکه باید اندیشه روشن و مترقی را به جامعه آموزش دهیم تصریح کرد: چرا باید منتظر باشیم که کار خلافی انجام شود سپس بخواهیم آن کار را آشکار کنیم بلکه باید گامهای جدی در جهت روشنگری و روشناندیشی جامعه از سوی نخبگان و آحاد مردم برداشته شود.
وی با اشاره به اینکه برای رسیدن به اهداف نباید خیلی شتاب داشت گفت: آن آبی که به این ساختمان رخنه کرده و پایههای آن را شل کرده است از چند سال پیش حرکت خود را آغاز کرده بنابراین راهحل آن چند روزه یا چند ساله نیست باید صبور بود و نباید ناامید شویم.
نماینده دور ششم مجلس ادامه داد: باید اول برنامه را ارزیابی صحیح کنیم و اگر منطقا پذیرفتیم که موثر است نباید به زمان آن توجه کنیم چراکه برخی درمانها طولانیمدت است .
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با اشاره به این گفته امام(ره) که «اگر مبانی انقلاب و سیاستورزی الهی باشد هیچ اختلاف و جنگی رخ نخواهد داد» تصریح کرد: اگر نگاه ما به مسائل اجتماعی الهی و درست باشد اختلافی به وجود نخواهد آمد در واقع اگر مبانی نگاه ما مصلحت برتر باشد امکان ندارد مشکلی به وجود آید چرا که نشناختن مصلحت برتر و قدرتطلبی ریشه مشکلات ماست و حل آنها برنامهریزی و حوصله میخواهد.
وی ادامه داد: ۱۰۰ سال پیش در کشور ما امیرکبیر بود و همزمان شخصی با آن ویژگیها در ژاپن بود ولی حرکت امیرکبیر در ایران در نطفه خفه شد ولی در ژاپن مانعی برای آن به وجود نیامد و در واقع در ایران کسانی که در پشت پرده این حرکت را خفه کردند میدانستند اگر پیش برود به کجا میانجامد بنابراین جلوی آن را گرفتند باید همانطور که جلوی ترقی و توسعه را با حساب و کتاب میگیرند با همان حساب موانع را برطرف کرد.
هادی خامنهای با بیان اینکه مسائل امروز کشور همیشه بوده و خواهد بود ادامه داد: بخشی از مشکلات امروز مربوط به کمکاریهای ماست مثلا در دهه اول انقلاب زمانی که اندیشه انقلاب میتوانست توسعه پیدا کند کمکاری کردیم هرچند در فضای آن روز به خاطر جنگ و بعدهم از دست دادن شخصیتهایی چون بهشتیها و مطهریها سرگرم مسائل روز شدیم ولیکن میتوانستیم از همان آغاز پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی مانع حرکتهای انحرافی و ناصوابی شویم که امروز گریبان جامعه را گرفته است.
وی با توصیه به اینکه باید به دنبال بایستههای عمیق زیربنایی بروید خاطرنشان کرد: باید به صلاح فکر و اندیشه مجهز شوید و از مشورت به عنوان یک راهبرد عملی فراموش نکنید و نباید خیلی در طرحهای اولیه معطل شد چراکه وقتی کار به صورت جدی شروع میشود نواقص خود را مشخص میکند.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) با طرح این پرسش که آیا برای فعالیت باید منتظر شکلگیری بستری آرام بود؟ گفت: بستر آرام با همین کارهای فکری شکل میگیرد ممکن است عدهای نخواهند در کشور بستر آرام و امنی شکل بگیرد اما نباید منتظر آماده شدن چنین بستری بود و تاخیر کرد و باید گامهای عملی جهت حرکت رو به جلوی جامعه برداشته شود.
وی با اشاره به بیانیههای صادره از سوی نخبگان تاکید کرد: امروز باید فازهای فعالیت را تقسیم کنیم یک فاز همان است که در بیانیهها مطرح میشود که توصیه میکنم که متن بیانیهها با دقت خوانده شود چرا که در آنها ضمن بیان یک سلسله مشکلات آنچه که تحت عنوان چه باید کرد نیز عنوان میشود که باید آن را جدی گرفت و در کنار حرکت شبه سیاسی با حرکتی فرهنگی زمینهسازی کنیم.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با تاکید بر اینکه برای کار فرهنگی کافی است انسان جوهر کار را شناسایی کند خاطرنشان کرد: رهبری فکری در جامعه ما وجود دارد و دسترسی به آن کار مشکلی نیست و منابع هم وجود دارد مهم این است که منابعی که تهیه میشود منابع فاسد شدهای نباشد.
سیدهادی خامنهای ادامه داد: مثلا کتابهای شهید مطهری همیشه جزء منابع موثق بوده و هنوز هم حکم معرف را دارد و امروز هستند متحجرینی که با این منابع مشکل دارند.
وی افزود: امروزجهتگیریهایی در صداوسیما بر ضد اندیشههای شهید مطهری شاهد هستیم و میتوان قاطعانه گفت ،اگر تفکری مقابل اندیشه شهید مطهری قرار دارد اندیشهای ناقص است که بازگوکننده متن اصیل دین نیست.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) در پایان با اشاره به فضای محدود ارتباطی رسانهای تاکید کرد: برخی رسانههای فراگیر همچون صداوسیما نتوانستهاند نتیجهای در باورها و افکار عمومی مردم ایجاد کنند چرا که نفوذ و ارتباطات دیداری اصلاحطلبان با آحاد مردم موثرتر و کیفیتر از کارکردهای کمی است چرا که همواره کیفیت اثرگذارتر از کمیت بوده است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی می گوید: جریان سبز بدون حیات است و بعید می دانم که جریان انحرافی سبز بتواند در روز ۱۶ آذر عرض اندام کند.
عزیز اکبریان در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد: ما در مملکتی زندگی می کنیم که تمام ملت برای ولایت و نظام جان می دهند حال هر جریان و گروهی که بخواهد در برابر ولایت فقیه و نظام ایستادگی کند در موج خروشان ملت ایران حل خواهد شد.
وی ادامه داد: بر همین اساس معتقدم که جریان انحرافی سبز حیات و موجودیتی ندارد که بخواهد در روز ۱۶ آذر ابراز وجود کند این جریان در این روز نمی تواند عرض اندام نماید.
نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی خطاب به رهبران این جریان گفت: صبر ملت و نظام نیز حدی دارد اگر این صبر لبریز شود آنگاه تصمیمات لازم اتخاذ خواهد شد.
اکبریان تاکید کرد: میزان حال افراد است شاید در رهبران این جریان سابقه سیاسی داشته باشند اما در حال حاضر در مسیر دشمن و استکبار جهانی حرکت می کنند و می طلبد که در زمان مقتضی نظام با آنها برخورد لازم را داشته باشد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: ادامه این حرکات ایذایی از سوی جریان سبز مردود است و آنها را به طور صریح در برابر نظام قرار خواهد داد.
دکتر هاشم آقاجری همزمان با روز آزادی بیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران به سخنرانی پرداخت. به گزارش نوروز، وی در این دیدار که در تالار انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، به نقد وضعیت فعلی کشور پرداخت.
عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در ابتدا ضمن ابراز تاسف از جلوگیری از سخنرانی دکتر آرمین و شکوری راد در دانشگاه تهران، آن را منتسب به دستور عوامل خارج دانشگاه دانست.
آقاجری در آغاز سخنان خود، با اشاره به آزادی، استقلال و عدالت به عنوان سه آرمان تاریخی ملت ایران، تصریح کرد: این سه مفهوم بعد مکمل همدیگر در تاریخ آزادی خواهی ملت ایران بوده اند.
وی ضمن اشاره به آرمان آزادی، گفت: مردم از زمان مشروطه تاکنون به دلیل فقدان آزادی و وجود استبداد، به دنبال استقرار آزادی بوده اند، و به خصوص دانشگاه از زمان شکل گیری به عنوان مشعلدار بزرگ و اصلی این سه آرمان شناخته شده است.
آقاجری ضمن اشاره به مرتبط بودن این سه آرمان با یکدیگر تصریح کرد: می بینیم که دولت اقدامات خود را تحت ایدئولوژی عدالت قرار داده و سعی دارد اینگونه آن هارا موجه و مشروع سازد، اما باید دانست وقتی تمشیت امور تحت کنترل یک نفر باشد، عدالتی وجود نخواهد داشت. اگر ملت بر مقدرات خود حاکم نباشد و سرنوشتش در سفارتخانه کشورها همچون روسیه، انگلیس ویا هر کشوری تعیین شود، عدالت بی معنا خواهد بود، چنانچه در طول تاریخ معاصر بارها این امر را مشاهده کرده ایم.
وی افزود: متاسفانه امروز هم می بینیم که با نام امنیت و یا استقلال از حقوق ملت چشم پوشی میشود و هرگاه که آنها خواسته های خود را مطرح کردند، جوابشان خشونت بوده و حریم شان شکسته شده است. شرممان می آید که دختران و پسران جوانمان در کهریزک و شاپور و…با آن برخورد ها روبرو می شوند.
وی تصریح کرد: عدالت اگر عدالت باشد باید پاسدار آزادی باشد و البته آنچه که در تقابل با عدالت قرار دارد، قدرت است و نه آزادی و آنچه که آزادی را محدود می کند سلطه است.
آقاجری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در کشور ما در طول تاریخ استبداد و استعمار دوقلوی همزاد هم بوده اند و این دو همیشه از پس یکدگر برآمده اند و امروز باید دانست که هیچ حکومت استبدادی از استعمار به دور نیست و استقلال یک دروغ بزرگ برای حکومتهای استبدادی است.
وی آزادی بیان را یکی از شقوق مهوم آزادی دانست واشاره کرد: متاسفانه امروز دانشگاه با محدودیت شدید روبرو است و دانشجو نمی تواند فارغ از هیاهو و محدودیت حرف خود را بزند. چطور می توان حرف از حقوق ملت ایران در جهان زد و حقوق آنها را در داخل تضییع نمود و به نام ملت حقوق قدرتمندان را پیگیری کرد؟
این استاددانشگاه ضمن اشاره به جنبش سبز حامی موسوی، تصریح کرد: این جنبش مرحله تکاملی انقلاب اسلامی است و به دنبال استیفای حقوق ملت واجرای قانون اساسی بدون تبعیض و چشم پوشی از بعضی اصول آن است. این جنبش می خواهد ریشه استبداد را در این مملکت بخشکاند و نشان دهد که استبداد صرفا با جابجایی در قدرت و حاکمان از بین نمی رود .
وی افزود: مگر این جنبش چه می خواهد که در مقابل حرکت های مدنی و آرام آن این برخورد ها صورت می گیرد. خوشبختانه امروز مردم دریافته اند که برای رسیدن به خواسته هایشان نباید به هیچ قدرت خارجی تکیه کنند یا منتظر ناجی باشند بلکه تنها باید بر آگاهی و امید خود تکیه کنند، چرا که هر کشوری تنها به دنبال تامین منافع خود می باشد و دلسوز دیگران نیست.
آقاجری گفت: رهبران جنبش سبز چیزی نمی خواهند جز بازگشت به قانون اساسی و استقرار اصول آن همچون مجلس مستقل.جنبش سبز مجلسی می خواهد که زبان گویای ملت باشد و نه دربار.مجلسی که به فرموده و اشاره عمل نکند، بلکه اراده ملت باشد.
وی افزود: جنبش سبز قوه قضائیه ای می خواهد که استقلال خود را حفظ کند. چرا که درغیر این صورت باید فاتحه عدالت را خواند. اگر قاضی آلت دست نظامیان و نیروهای امنیتی قرار بگیرد جز یک چهره پست نخواهد بود. اتفاقا یکی از محک های سنجش استقلال قوه قضائیه یک کشور نیز عملکرد آن در زمینه پرونده های سیاسی است.
آقاجری قوه قضائیه مستقل و واقعی را همانی دانست که در زمان حکومت حضرت علی(ع) بدون مدح و ثنا، حاکم زمان را در جایگاه حقوقی برابر با متهم قرار داد و او را با ملاک های قانونی محاکمه نمود.
عضو سازمان مجاهدین انقلاب ضمن اشاره به زمزمه های مذاکره و سازش پنهانی با آمریکا، گفت: این یک طنز تاریخیست که مدعیان مبارزه با استکبار جهانی که مخالفین خود را متهم به وابستگی به مستکبرین می کنند و آن ها را با سابقه روشن مبارزاتی(همچون میردامادی) به زندان می اندازند، خود پنهانی به مذاکره با آمریکا می پردازند.
آفاجری ضمن گرامیداشت یاد اساتید زندانی دانشگاه تهران، دکتر میردامادی و رمضان زاده، گفت: متاسفانه امروز اساتید گرانقدر و سرداران بزرگ مبارزه با استبداد و استعمار در زندان به سر می برند و این درحالیست که سابقه مبارزاتی آنها و اعتقادات راسخشان بر هیچ کس پوشیده نیست، به راستی کدام یک از کسانی که چنین برخوردهایی می کنند، کارنامه مذهبی و انقلاب شان از مهندس بهزاد نبوی پررنگ تر است؟
وی گفت: اگر تا چندی پیش جنبش آزادی خواهی محدود بود و صرفا در برخی مجامع وجود داشت اما خوشبختانه امروز گسترش یافته و در تمامی خانه ها پیگیری می شود و حتی در خانه سهامداران قدرت نیز راه یافته است.
وی نشانه فراگیری جنبش را ترکیب زندانیان آن دانست که از هر قشر و طبقه ای در آن حضور دارند: معلمین، دانشجویان، اساتید، زنان، صاحبنظران، روحانیون و…
آقاجری ضمن اشاره به آینده جنبش سبز خاطرنشان کرد: این جنبش قطعا پیروز خواهد شد و وقتی ملت اراده کند شب ناچار است که بگریزد، البته این مهم صبر می خواهد و تحمل.
وی گفت: امروز دو نوع تحلیل پیرامون این جنبش وجود دارد، یک تحلیل از زاویه توهم توطئه صورت می گیرد و دیگری به صورت واقع بینانه. تحلیل توهم توطئه از جانب کسانیست که تازه پا به عرصه سیاست گذاشته اند و آگاهی و تجربه کافی ندارند و این جنبش مردمی را توطئه دشمن می خوانند و بر همین اساس معتقدند باید آن را رفع کرد. لذا به برخورد قهرآمیز و خشن با آن روی می آورند و فضا را محدود و امنیتی می کنند و بعضا همچون بیماران پارانوئید توهم حمله به خود را دارند. در زمان شاه نیز وی جنبش انقلابی مردم را توطئه می دانست و زمانی پی به مردمی بودن آن برد که همه چیز بر سر وی ویران شده بود.
دیدگاه دوم که واقع بینانه است از سوی مخالفین واقع گرا و میانه رو ارائه می شود و معتقد به حل آن هستند، چرا که به آن به عنوان یک بحران می نگرند که ریشه داخلی دارد و باید آسیب شناسی شود.
آقاجری گفت: مخالفان باید بدانند که جنبش مردمی با سرکوب حل شدنی نیست و راه حل آن نیز از سوی رهبران جنبش سبز-موسوی، کروبی و خاتمی- اعلام شده؛ تسلیم شدن به خواست و اراده ملت.
وی در پایان در پاسخ به سوالی پیرامون ادعای ریزش در جنبش سبز گفت: اگر منظور از ریزش این است که مردم از خواسته های خود دست برداشته اند یا به این نتیجه رسیده اند که اشتباه کرده اند، قطعا اینطور نیست. زمان انقلاب هم این طور نبود که مردم همیشه با یک جمعیت انبوه در خیابان ها حضور یابند و اعتراض کنند، بلکه در زمان های مختلف با جمعیت مختلف به خیابان ها می آمدند و بعضا در مناسبت های مختلف به صورت انبوه و زیاد در خیابان ها حاضر می شدند.
وی در پایان گفت: خوشبختانه این انتخابات بسیاری از مسایل را برای مردم روشن کرد و ما دیدیم که حتی در خانواده های سنتی و مذهبی خاص، پس از انتخابات تغییر دیدگاه اساسی ایجاد شد و جنبش آزادی خواهی به درون خانه های مردم راه یافت ،جنبشی که از دیدگاه بنده قطعا به پیروزی خواهد رسید.
خانواده احمد زیدآبادی دو روز پیش و بعد از موافقت قاضی پرونده شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب وثیقه او را تودیع کردند و انتظار می رفت طبق قوانین آزاد شود، اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است.
به گزارش کانون زنان ایران، مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی می گوید: پس از تودیع وثیقه، قاضی پیرعباسی به رییس دفتر خود گفت که فعلا درخصوص آزادی زیدآبادی دست نگه دارید. این برخورد قاضی پیرعباسی بسیار عجیب است. چه معنایی دارد که ایشان پس از تودیع وثیقه چنین حرفی بزند؟ احمد تمام این پنج ماه به صورت غیرقانونی در زندان بوده است چرا که هرگز برایش قرار بازداشت صادر نشده و یک روز پس از بازداشت قرار وثیقه اش را امضا کرده است. حتی قاضی پرونده یک هفته پیش به وکیل زید آبادی گفته است که ما می دانیم که براساس قرار وثیقه ای که در پرونده او هست باید تاکنون آزاد می شد، اما لطفا با ما همکاری کنید تا پس از محاکمه آزادش کنیم. این حرفهای غیرحقوقی چه معنا و مبنایی دارد ؟
همسر احمد زیدآبادی سپس در باره دادگاه همسرش که دو روز پیش برگزار شد، گفت: تبلیغ علیه نظام و تبانی در ایجاد اغتشاش اتهامات مطرح شده علیه وی بود. استناد آنها برای اتهام تبانی در اغتشاش، تلاش زیدآبادی برای قانع کردن آقای عبدالله نوری به کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری بود.
اگر آنگونه که اعلام شده، قرار باشد به هر خانوار مبلغی در حدود ده پانزده هزار تومان ماهانه به عنوان یارانه نقدی پرداخت شود، طبعاً دریافت و نگهداری این حجم پول دشوار خواهد بود. خصوصاً که با حذف سه صفر از پول ملی این مبلغ تبدیل به چند عدد پنج تومانی خواهد شد که به راحتی ممکن است از جیب سرپرست خانوار بیرون بیفتد
کلمه:محمد فرجامی در تهران امروز نوشت:ساکنان مجلس شورای اسلامی، بعد از آن اعتراضها و ایرادهای کلی و کمرشکن به «لایحه هدفمندکردن یارانهها به جیب دولت» (معمولا«جیب دولت» آن به قرینه معنوی حذف میشود) آن را بدون هیچ تغییری و دقیقا مطابق خواست دولت تصویب کردند.
گویا به موازات آن اعتراضات غرا علیه دولت، حضور سرزده احمدینژاد در مجلس و اعتراضات غرای دولت علیه مجلس کارساز شده است. آدم ناخودآگاه یاد همشهری عبید زاکانی میافتد که به روایت مولانا، به جنگ میرفت و همزمان دو نوع صدا تولید میکرد؛ یکی نشانه قدرت و زورمندی و دیگری نشانه ترس و وحشت. علت صدای اول را پرسیدند گفت میخواهم دشمن را بترسانم. گفتند پس صدای دوم برای چیست؟ گفت: چون خودم هم میترسم!
به هرحال علت هرچه که بوده باشد این طرح تصویب شده و براساس آن دولت مجاز خواهد بود که درآمد حذف یارانهها را به صندوقی واریز کند و بعد به هر میزان که خواست بردارد و به هر مصرفی که خواست برساند و به هیچ نهادی هم در این زمینه پاسخگو نباشد.
یعنی مثلاً از این به بعد مثل قدیم نیست که اگر یک میلیارد دلار گم شد دولت مثل سابق پاسخگو باشد و فورا آن را پیدا کند بلکه براساس «قانون» (خنده دارد؟!) هیچ مرجعی به جز خود دولت هیچ دسترسی و نظارتی بر این صندوق نخواهد داشت.
از این رو ضمن اعتراف به نداشتن هیچ حقی از این صندوق و اقرار به چهار دیواری اختیاری، از صاحاب اول و آخر یارانهها، یعنی دولت، خواهش میکنیم و التماس داریم که برای شادی روح رفتگانشان و سرسلامتی خودشان و خوشبختی عزیزانشان مقدار اندکی از پولی که در صندوق هدفمندشان خواهند داشت صرف امور زیر کنند:
۱- تامین داروی کمردرد: کمر آدمیزاد به دلایل واضحی، بسیار مهم است و به دلایل مختلفی ممکن است نیاز به دارو داشته باشد. یکی از رایجترین دلایل کمردرد، «فشار زیاد» است و یکی از شایعترین فشارها، فشار امرار معاش است. از آنجایی که با حذف یارانهها، هر خانوار ایرانی چند برابر مقدار کنونی باید پول آب و برق و گاز و بنزین و سایر مایعات و گازهای ضروری را بدهد، طبعاً چند برابر مقدار کنونی فشار به سرپرست خانوار خواهد آمد. از این رو کمردرد بهشدت رایج خواهد شد و طبیعی است افرادی که برای تامین مایحتاج ضروری زیر بار فشار هستند، برای تامین دارو، فشار دانشان جایی نخواهد داشت و کمک دولت مفید و باعث دعای خیرخواهد شد.
۲- تولید انبوه قلک: اگر آنگونه که اعلام شده، قرار باشد به هر خانوار مبلغی در حدود ده پانزده هزار تومان ماهانه به عنوان یارانه نقدی پرداخت شود، طبعاً دریافت و نگهداری این حجم پول دشوار خواهد بود. خصوصاً که با حذف سه صفر از پول ملی این مبلغ تبدیل به چند عدد پنج تومانی خواهد شد که به راحتی ممکن است از جیب سرپرست خانوار بیرون بیفتد و مثلاً به داخل چاه فاضلاب سقوط کند. تامین قلک برای نگهداری یارانههای نقدی از سوی دولت نیکوکار در این راستا ثواب خواهد داشت.
۳- واردات کمبزه و خیار: از آنجایی که حفظ سنتها و ادبیات فولکلور یکی از وظایف دولتهاست و دولت فعلی به همه وظایف خود عمل کرده و فقط همین یک وظیفه مانده است که به آن عمل بشود، در خصوص تحول اقتصادی برای تحقق یکی از ضربالمثلهایی که به شدت در همین راستاست به مقادیر معتنابهی بز، کمبزه و خیار نیاز است. از این میان، به علت وفور روشنفکران منتقد دولت که پیش از این «بز بودگی» آنها توسط یکی از نخبگان به اثبات رسید، بز تامین است و فقط به کمبزه و خیار نیاز است تا در بهار آتی خبر خوش دیگری تولید شود! صدور مجوز واردات این دو میوه برای چند نفر از دوستان، باعث خواهد شد تا با ورود چند کشتی کمبزه و خیار، قیمت این اقلام در بازار بشکند و قشر مستضعف و آسیبپذیر برای تهیه آنها با مشکلات کمتری مواجه شوند. دوستان هم البته صاحب کلاه دیگری از نمد واردات میوه بشوند که ثواب مضاعف دارد!
امروز این زوج سبز همانطور که میر حسین موسوی گفته “قدم در راه بی بازگشت گذاشته اند”مسیری که بسیاری از ایرانیان برای ادامه زندگی خود برگزیده اند.امروز نفیسه و حجت نه تنها افتخارشما و خانواده شان که افتخار میلیون ها عضو جنبش سبز هستند.
کلمه:اعظم ویسمه روزنامه نگار برای همکار در بند خود نفیسه زارع کهن و همسرش حجت شریفی نوشته است:ما شاگردهای خوبی بودیم پری خانوم،در زندگی توکل کردیم. در انتخابات یا حسین گفتیم بر سر صندوق رفتیم.نفیسه سبز پوشید.سبز نوشت.حجت در ستاد سبزها مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق کرد. غافل از اینکه توکل و رنگ سبز برگرفته از اعتقاداتمان را به انقلاب مخملی تعبیر می کنند و اتهام براندازی و اغتشاش در نظامی را می زنند که پدر نفیسه و همسر شما یکی ازشهدای آن بود.
نفیسه زارع کهن خبرنگار روزنامه دنیای اقتصاد به همراه همسرش حجت شریفی روز ۱۳ آبان مقابل منزل یکی از اعضای تحکیم وحدت بازداشت شدند.
اعظم ویسمه:برای نفیسه نوشتن سخت است.از نفیسه نوشتن یعنی از یک دهه دوستی سخن گفتن از یک دهه با هم زندگی کردن با هم بودن…امروز ششمین روزی ست که نفیسه عزیز به همراه همسرش حجت شریفی در بند است و من نمی دانم چگونه این روزها را که به اندازه یک قرن گذشته تحمل کرده ام.راست است که می گویند” دردی که ما را نکشد مقاوم مان می کند”
آری مقاوم شده ایم.به شنیدن خبر بازداشت دوستان، به خبر رفتن همکاران از کشور به احضار شدن ها و پاسخ دادن ها،به زندگی در هراس و وحشت…مقاوم شده ایم و پذیرفته ایم که گویی این سرنوشت همه روزنامه نگاران آزاد اندیش و مستقل در این سرزمین است.
نفیسه این روزها که تو نیستی نمی دانم دلتنگی هایم را کجا ببرم ازنبودن تو و حجت برای که بگویم.خانواده نگران تان،دوستانی که اشک در چشم و بغض در گلو دارند یا نامردمانی که چشم بر ظلم بسته اند.
بگذار برای پری خانوم بگویم ؛مادرت هم او که در نبودش می خواندی “تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی”
هم او که در این خاک خفته است و تو حاضر نبودی این سرزمین را بخاطرش ترک کنی
پری خانوم شما در حق من و همه دوستان نفیسه مادری کردید و ما دختران خوبی برای شما نبودیم.یعنی آنقدر نفیسه دختر خوبی بود که مجالی برای ما نبود.پنج سال است که از میان ما رفته اید و امروز باید در غیاب نفیسه برایتان درد دل کنم.
مادر ساجده می گوید خوب است که شما نیستی و این روزها را نمی بینید.راست می گوید دل مادر تاب تحمل دیدن فرزند دربندش را ندارد. اما پری خانوم اگر بودید مطمئن هستم به نفیسه و حجت افتخار می کردید. به اندیشه سبزشان
به یاد دارم روزها و شب هایی که برای فرجه امتحانات در منزل شما اردو میزدیم و با شما هم کلام و همنشین بودیم.
پری خانوم یادتان هست که به ما توکل را آموختید.انس با ائمه را …شما از توکل برای امتحانات دانشگاه و گرفتن نمرات قبولی می گفتید و حتما در دل می دانستید که امتحانات بزرگتری در زندگی در پیش داریم.
ما شاگردهای خوبی بودیم پری خانوم،در زندگی توکل کردیم. در انتخابات یا حسین گفتیم بر سر صندوق رفتیم.نفیسه سبز پوشید.سبز نوشت.حجت در ستاد سبزها مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق کرد. غافل از اینکه توکل و رنگ سبز برگرفته از اعتقاداتمان را به انقلاب مخملی تعبیر می کنند و اتهام براندازی و اغتشاش در نظامی را می زنند که پدر نفیسه و همسر شما یکی ازشهدای آن بود.
جرم نفیسه ،حجت و همه کسانی که در این مدت به زندان برده اند این است که زندگی و راحت طلبی خود را فدای سربلندی کشور و آگاهی مردم شان کرده اند.جرمشان این است که به کودکان فردا اندیشیده اند.در مقابل ظلم ایستاده اند.
خوبیهای نفیسه و حجت بیشتر از توان من در بکار گیری کلمات است. مطمئن هستم شما پری خانوم به دخترت نفیسه و حجت عزیز دامادت افتخار می کنی که از آزمون زندگی نمره قبولی گرفته اند.امروز این زوج سبز همانطور که میر حسین موسوی گفته “قدم در راه بی بازگشت گذاشته اند”مسیری که بسیاری از ایرانیان برای ادامه زندگی خود برگزیده اند.امروز نفیسه و حجت نه تنها افتخارشما و خانواده شان که افتخار میلیون ها عضو جنبش سبز هستند.
می ماند جای خالیه نفیسه که می دانم هر پنج شنبه هر کجای دنیا بود خودش را به مزار شما و پدرش در” امامزاده کن” میرساند.من و دوست های نفیسه و حجت قول می دهیم تا برگشت آنها جای خالی شان را برای شما بر سر مزارتان پر کنیم.گرچه می دانیم که مادران همیشه وحتی پس از مرگ چشم انتظار و دل نگران فرزندانشان هستند و دل نفیسه هم حتما از پشت میله های اوین پنج شنبه به سوی شما پر می کشد
*برگرفته از وبلاگ سکوت صدا
فرزند شهید بهشتی، زودتر از آنچه تصور میرفت، در جایگاه متهمان قرار گرفت. در روزهای پیش از انتخابات، هم بهشتی تلاش میکرد غرق هیاهوی تند انتخابات نشود و مخالفان موسوی هم تمایلی نداشتند حضور او در کنار موسوی برجسته شود. اندک اندک اما با قطبی شدن شدید فضای انتخابات، بهشتی نیز در معرکه گرفتار آمد. نخستین انتقادات زمانی شدت گرفت که او به عنوان نماینده موسوی، پیگیر تشکیل کمیتههای صیانت از آرا شد
کلمه:سنت حضور فرزندان سیاستمداران در عرصه سیاست با قوت تمام در کشور ما پیگیری میشود. پس از گذشت ۳۰ سال از پیروزی انقلاب، حالا نوبت به فرزندان سران انقلاب رسیده تا سکان را در دست بگیرند و در جناحهای مختلف قرار بگیرند و گاه روبهروی هم بایستند.
گزارشی که در پی میآید نگاهی دارد به سرنوشت فرزندان دو بزرگ انقلاب اسلامی فرزند آیتالله شهید مرتضی مطهری و فرزند آیتالله شهید محمد حسینی بهشتی که دست سرنوشت آنها را در دو جناح مختلف قرار داده است. فرزندان یاران پیشین، حالا در قلمروهایی متفاوت، شطرنج سیاست بازی میکنند و هر کدام بهره متفاوتی از بخت و همراهی سرنوشت بردهاند. زمانه، زمانه بازگشت است و اتهام. در این میان، سرفصل همه اتهامها مشترک هستند: «فاصله گرفتن از اصول و آرمانهای انقلاب» و جوهره بازگشت نیز یکسان وعده داده میشود: «احیای آرمانهای انقلاب و سیره رهبرانش» و از همینروست که ۳۰ سال پس از انقلاب، میرحسین موسوی از دوران شهید بهشتی سخن گفت و بازگشت به آن روزها را آرزو کرد، همانگونه که محمود احمدینژاد و یارانش هم در اثبات وفاداریشان بدان روزها، از نام و خاطره شهید رجایی بهره میگیرند و احیای منش او را وظیفه خود اعلام میدارند. در این سالها اما، چنین کشاکشی، تنها مایه اتهام و رنجش نبودهاند، گاه نیز احساس مسئولیت برانگیختهاند، عامل حرکت شدهاند و کسانی را از حاشیه به متن آوردهاند، چون فرزندان بهشتی و مطهری.
سیدمحمد حسینی بهشتی دارای چهار فرزند (دو پسر و دو دختر) بود. محمدرضا، علیرضا، ملوکالسادات و محبوبالسادات، دو پسر بهشتی در غرب درس خواندهاند. محمدرضا، دکترای فلسفه غرب را از دانشگاه هامبورگ آلمان اخذ کرده و علیرضا، دکترای فلسفه سیاسی از دانشگاه هال انگلستان. این دو در سالهای گذشته، بیشتر از هر سیاستمدار دیگر ایرانی، در کنار میرحسین موسوی زیستهاند. محمدرضا عضو پیوسته فرهنگستان هنر است؛ نهادی که میرحسین ریاست آن را سالهای طولانی برعهده دارد و علیرضا، دبیرکل جمعیت توحید و تعاون و مدیرمسئول روزنامه کلمه سبز است. خانواده بهشتی اما در سالهای پس از شهادت پدر، علماندوزی را به سیاستورزی ترجیح دادند و در حاشیه نشستند.
مشابه چنین رفتاری را فرزندان شهید مطهری هم داشتند. مرتضی مطهری، هفت فرزند داشت؛ فریده، وحیده، حمیده، سعیده و سه پسر با نامهای علی، محمد و مجتبی. از این جمع علی و محمد، نامدارتر از بقیه هستند. محمد مطهری در غرب درس خوانده است؛ دکترای الهیات، گرایش فلسفه دین در دانشگاه تورنتو. علی مطهری اما در دانشگاه تهران درس خوانده است؛ دکترای فلسفه و کلام اسلامی. دو پسر نامور مطهری نیز چون فرزندان بهشتی در سالهای پس از شهادت پدر، رویهای متفاوت اتخاذ کردند و دانشگاه را از هر حزب و نهاد سیاسیای مناسبتر یافتند.
گوشهنشینی فرزندان بهشتی و مطهری اما دوام نیاورد. در چهار سال گذشته، نخست علی مطهری در کسوت یک نماینده مجلس، پس از آن محمد مطهری در قامت یک منتقد جسور و سرانجام علیرضا بهشتی به عنوان مشاور عالی به دنیای سیاست بازگشتند. هر سه فرزند وجوه اشتراکی داشتند؛ از خانوادهای روحانی و اندیشمند برآمده بودند، سالها به خردورزی و زندگی دانشگاهی گذرانیده بودند، مدعی ترویج اندیشههای پدر بودند، در زمره منتقدان جدی لیبرالیسم بهشمار میرفتند و با تندروها مرزبندی داشتند. فرزند بهشتی در اندیشه تدوین الگوی زیست مسلمانی بود و فرزندان مطهری به نقد روش و منش اصلاحطلبان مشغول شدند. بازگشت این سه نفر از دو سوی مخالف بود، علیرضا بهشتی با خانواده اصلاحطلبان به میانه میدان آمد و علی مطهری در لیست اصولگرایان همچنان که نخستین یادداشتهای محمد مطهری در رسانههای اصولگرا خوانده شد.
روزهای آغازین
ورود جدی علی مطهری به دنیای سیاست با انتخابات مجلس هشتم همراه بود. او در آخرین روزها همراه با علی اشراقی، نوه امام ثبت نام کرد و اندکی بعد خبر آمد که هر دو رد صلاحیت شدهاند. مطهری قرار بود در لیست اصولگرایان قرار گیرد و اشراقی، کاندیدای اصلاحطلبان بود. رایزنیها شدت گرفت و صلاحیت هر دو تایید شد. اشراقی اما از ادامه حضور انصراف داد ولی مطهری در صحنه باقی ماند و به عنوان یکی از نمایندگان مجلس هشتم راهی بهارستان شد. او اینک عضو مجلس و فراکسیونی است که علی لاریجانی، داماد شهید مطهری رئیس آن است. نام محمد مطهری اما با یادداشتهای تفصیلی و تند و تیزش شهره شد. نقادی مستدل و تطبیقی شیخ جوان اگرچه چندان به مذاق برخی لایههای اصولگرایان خوش نیامد ولی آنچنان قوت داشت و دلسوزانه بود که تاییدش ناگزیر مینمود. علیرضا بهشتی اما زمانی نامش شنیده شد که خبر آمد میرحسین موسوی تشکیلاتی موسوم به جمعیت توحید و تعاون را فعالتر کرده و قرار است در حوزه نظر و مشورت حضوری جدیتر داشته باشد.
از همان آغاز فعال شدن این جمعیت به احتمال حضور دوباره میرحسین موسوی در صحنه سیاسی مرتبط دانسته شد؛ گمانهای که درست از آب درآمد و چند ماه بعد، نام علیرضا بهشتی بهعنوان مشاور عالی میرحسین موسوی در کنار برخی از دوستان قدیمی نخستوزیر دوران جنگ به عنوان هسته مرکزی ستاد انتخاباتی موسوی اعلام شد. در همان ایام، زمزمه انتشار روزنامه کلمه هم به میان آمد و مدیرمسئول ارگان مطبوعاتی موسوی، علیرضا بهشتی بود، همچنانکه پیش از آن سایت کلمه را فعال کرده بود. بازگشت این سه نفر به حوزه عمل و نظر اما یک سرفصل مشترک داشت: فرزندان شهید بهشتی و مطهری در جستوجوی راهی تازه برای کاهش نگرانیهایشان بودند؛ نگرانیهایی که مدعی دوری گرفتن شیوه حکومتداری از سیره و اصول امام(ره) و انقلاب و رهبران معنوی و تشکیلاتیاش از جمله مرتضی مطهری و سید محمد حسینی بهشتی بود.
به سیره پدر
در سختترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی، مردانی بودند که در عرصه عمل و نظر بار گرانی بدوش کشیدند تا کاروان انقلاب را از گردنههای سخت آغازین به سلامت گذرانند. سیدمحمد حسینیبهشتی و مرتضی مطهری از آن جمله بودند. بهشتی، نماد مدیریت انقلابی بود و مطهری، نماد متفکر اسلامی. هر دو میانهای وثیق با سیاستورزی و تشکلگرایی داشتهاند، هستههای مطالعاتی و مدارس حوزوی بسیار بنا نهادند و در تنظیم مناسبات و معادلات سالهای نخست انقلاب نقشی سترگ داشتند. این نقش چنان عظیم مینمود که در هنگام شهادتشان، امام (ره) بهشتی را یک ملت خواند و مطهری را پاره تنش دانست. نقش این دو در صحنه سیاست ایران، اگرچه ناتمام ماند ولی کم نبود اظهارات و توصیههای بزرگان و زعمای نظام که مدام توصیه به بهرهگیری از اندیشه و منش شهید بهشتی و شهید مطهری در روشهای حکومتداری میکردند. نام مطهری و بهشتی و مبارزات انقلابی آنها البته که محدود به دوران پس از انقلاب نبود و این دو سالیان مدید در کنار سایر مبارزان انقلابی، علیه رژیم پهلوی مشغول بودند و در این کشاکش، بارها طعم زندان را چشیدند.
در برابر احمدینژاد
علی مطهری پیش آنکه در عرصه سیاست نامی شود، در دانشگاه و رسانه به نقد سیاست مشغول بود و شیوه کار اصلاحطلبان و همچنین کارگزاران را مدام به نقد میکشید. نقادیهای او بیشتر در حوزه اقتصادی، تفکرات کارگزاران را نشانه میرفت و از حاشیهها نیز غافل نبود. در دی ماه ۸۲ پای فرزندان هاشمی و شایعات پیرامونشان را به میان کشید و خواستار شفافسازی شد. موضعگیری او در برابر اصلاحطلبان چپ اما بیشتر متوجه ابعاد فرهنگی بود و از چسباندن اتهام ترویج اباحهگری بر پیشانی اصلاح طلبان ابایی نداشت. بیرون از گود نشستن اما چندان به مذاق فرزند شهید مطهری خوش نیامد و او سرانجام در انتخابات هشتم، پا به عرصه عملی سیاست گذاشت؛ بازگشتی که با برآمدن آفتاب اقبال علی لاریجانی، داماد خانواده مطهری، همراه بود.
در میان نمایندگان مجلس هشتم، چه اصولگرا چه اصلاح طلب اما بیشک علی مطهری، منتقدترین چهره دولت نهم و دهم بوده است. صفتی که شاید چندان برای مطهری پیش بینی نمیشد، چه هم او و هم احمدینژاد در اظهارات خویش رویای بازگشت داشتند و بر نفی وضع موجود پای میفشردند. بازی اما به گونهای پیش رفت که در اندک زمان، راه علی مطهری از احمدینژاد نه تنها دور افتاد که در موضعی کاملا مخالف قرار گرفت. او احمدینژاد را نه اصولگرا، که فردی مستقل و متعلق به گروهی میداند که تفکراتی شبه عرفانی در مورد اسلام دارند، از لیبرالیسم فرهنگی دفاع میکنند و صداقتی در اعلام مواضعشان دیده نمیشود. از همین روست که در مجلس نهم، تمام قد در برابر احمدینژاد میایستد. در ماجرای استیضاح کردان که مطهری از صحنه گردانان اصلی آن بود، تلاشهای دو نیم ساعته احمدینژاد برای مجاب کردن مطهری جواب نداد و کردان از وزارت کشور رفت،
در رای اعتماد به محصولی هم که برای جانشینی کردان آمده بود، علی مطهری منتقد رای اعتماد به محصولی بود و از نیم درصدی گفت که رای اعتماد را مشکوک کرده است. او در جایی دیگر میدان دار طرحی میشود که با استناد به حرفهای مشایی درباره اسرائیل، قصد داشت برای نخستین بار پس از انقلاب پای رئیسجمهور را برای پاسخ به سوال نمایندگان به مجلس بکشاند. مطهری برای طرحش ۸۱ امضا جمع کرد و در نهایت سخنان مقام معظم رهبری در رد حرفهای مشایی، آب بر آتش ریخت و ماجرا تمام شد. رویارویی احمدینژاد و مطهری و جدال شان بر سر مشایی به این جا ختم نشد، در ماجرای انتصاب مشایی باز هم مطهری از احتمال فراخوانی رئیسجمهور به مجلس سخن گفت. او احمدینژاد را تابع ولایت مشایی دانست.
این تلاش مطهری، باز هم با دخالت رهبری و عزل مشایی از معاون اولی ناتمام ماند. در ماجرای انتخابات، مطهری باز هم رفتاری منتقدانه داشت. او نخست از لزوم اجماع بر سر گزینهای غیر از احمدینژاد پرداخت و سپس طرحی برای اجماع ارائه داد؛ طرحی که بر اساس آن علی اکبر ولایتی، کاندیدای ریاست جمهوری بود و قالیباف، معاونش. این طرح اما با امتناع ولایتی ناکام ماند و مطهری در نهایت، حمایتی نه چندان مشهود از محسن رضایی کرد. پس از انتخابات نیز مطهری، احمدینژاد را به دو اتهام آغاز فتنه انتخاباتی و تحریک معترضان متهم کرد و درخواست کرد که او نیز چون موسوی محاکمه شود. به گمان مطهری، احمدینژاد نیز چون موسوی، تیغههای قیچیای هستند که برای قطع نظام تلاش میکنند. مطهری همچنین احمدینژاد را بدان متهم کرد که روش حکومتداری را مناسب انتخاب نکرده است و با حذف نخبگان، تنها به دانشگاهیان و همکاران سابق خود برای اداره کشور تکیه کرده است.
اتهامات او برای مشاوران و حامیان احمدینژاد گران آمد، برخی چون رسایی و جوانفکر به او نامه نوشتند، حرفهای او درباره مشایی را توهینآمیز و وقیحانه خواندند، از رای به او در مجلس هشتم ابراز پشیمانی کردند و خواستار برخورد مجلس با او شدند. برخی هم چون تشکلهای دانشجویی، بیانیههای تند و تیز صادر کردند و او را متهم به انحراف از راه پدر و ارزشهای انقلاب کردند. مطهری در حوادث پس از انتخابات دو بار دیگر هم خبر ساز شد، نخست در واکنش به حرفهای آیت الله جنتی، استدلالی مبنی بر اینکه کسانی که مردم را به خیابان آوردند، مسئول مرگشان هستند را با استدلال معاویه مقایسه کرد که گفته بود قاتل عمار، علی است که او را به جنگ با ما آورده بود. در هنگام رای اعتماد به وزرای احمدینژاد هم نطق مطهری، بس جنجال ساز شد، مطهری ابتدا از رئیسجمهور پرسید: «آیا درست است کسانی که بر التزام خود به ولایت فقیه تأکید کردند به خاطر علاقه شما به آقای رحیم مشایی از مسئولیت خود حذف شدند. در این صورت در چهار سال آینده چگونه میان ولی فقیه جامعالشرایط و ولایت آقای رحیم مشایی جمع میبندید؟»
او همچنین احمدینژاد را متهم کرد که هیچ اعتقادی به نظارت بر مساله حجاب و پوشش اسلامی و ممیزی کتاب ندارد و وضعیت پوشش اسلامی در هیچ دورهای مانند دوره صدارت احمدینژاد، انحطاط پیدا نکرده است. او در ادامه با اشاره به اینکه شنیده احمدینژاد قائل به آزاد کردن ماهوارهها هم است، بر منش لیبرالی رئیس دولت در حوزه فرهنگ تاکید کرد. چنین اظهارات و نوشتههایی، واکنشهای تند و تیز برخی چهرهها و رسانههای اصولگرا را برانگیخت، رجانیوز و کیهان بارها و به تندی از رویه فرزند شهید مطهری انتقاد کردند و علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانهای احمدینژاد در نقدی عتاب آلود، از رای به مطهری در انتخابات مجلس هشتم ابراز ندامت کرد و خواستار پس دادن رای خود شد.
نظرات علی مطهری در باب رابطه اصولگرایان و ولایت فقیه نیز گاه با انتقادات اصولگرایان روبهرو شده است. آنها مطهری را متهم میکنند که فضا را برای ساختارشکنی مهیا میکند، در حاشیه این اتهامها و انتقادها که متوجه علی مطهری است، گاه تیغ انتقاد علی لاریجانی را نیز نشانه میرود و رئیس مجلس هشتم متهم است که با چنین آوانگاردهایی، قصد از هم پاشاندن شیرازه دولت را دارد. انتقادها در ماههای اخیر همچنین محمد مطهری را نیز هدف قرار داده است و فرزندان شهید مطهری که به قصد احیای اصول و ارزشهای انقلاب و زنده کردن آرمانهای پدر در متن سیاست ورزی ایران به میدان آمده بودند، اینک خود متهم به عدول از این مسیر شده اند.
راهی که به اوین ختم شد
روزهای کوتاه سیاست ورزی علیرضا بهشتی اما بدفرجام بود. فرزند شهید بهشتی، زودتر از آنچه تصور میرفت، در جایگاه متهمان قرار گرفت. در روزهای پیش از انتخابات، هم بهشتی تلاش میکرد غرق هیاهوی تند انتخابات نشود و مخالفان موسوی هم تمایلی نداشتند حضور او در کنار موسوی برجسته شود. اندک اندک اما با قطبی شدن شدید فضای انتخابات، بهشتی نیز در معرکه گرفتار آمد. نخستین انتقادات زمانی شدت گرفت که او به عنوان نماینده موسوی، پیگیر تشکیل کمیتههای صیانت از آرا شد.
در ادامه موضعگیریهای بهشتی در حمایت از موسوی، با واکنش تند اصولگرایان روبهرو شد و فرزند شهید بهشتی، به ناسازگاری با اندیشه پدر متهم گردید، بهخصوص در روزهای پس از انتخابات. در این ایام روزنامه «کلمه» تعطیل، سایت فیلتر و دفتر سایت و روزنامه که در واقع بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی بود نیز پلمب شد. پس از انتخابات، علیرضا همچنین نامهای به پدر شهیدش نوشت و از روزهای سخت و داشتههایی که بر باد رفت، سخت گلایه کرد. برگزاری مراسم سالگرد شهید بهشتی (۷تیر) هم حادثهای دیگر بود که حاشیه هایش بار اتهام بهشتی را سنگینتر کرد.
در ادامه او کمیتهای برای پیگیری سرنوشت کشتهشدگان پس از انتخابات تشکیل داد، این کمیته اگرچه از ابتدا با نظر موافق روبهرو نبود ولی از سوی برخی نهادها مانند کمیته ویژه مجلس به همکاری دعوت شد. ماجرای حضور بهشتی در این کمیته اما پس از ماجرای کهریزک و اظهارات کروبی به اتمام رسید، او مسئول پروژهای موسوم به شهیدسازی شناخته شد و متهم به کمک به برخی برای فرار از کشور شد و در نهایت دفتر کمیته پیگیری پلمب و او به همراه مرتضی الویری بازداشت و راهش به زندان اوین ختم شد. دوران حضور او در اوین اما کوتاه مدت بود و اندک زمانی بعد، با پیگیریهای بسیار آزاد شد، هر چند کماکان پروندهاش مفتوح است، پرونده ای که بس قطور مینماید. در کنار علیرضا، محبوبه السادات، دختر شهید بهشتی که از جمله همراهان میرحسین موسوی در انتخابات دهم بود نیز از گستره انتقادات و اتهامات در امان نماند.
نوبت به همه میرسد
علیرضا بهشتی و یا علی و محمد مطهری اما در این مسیر تنها نبودهاند. پیش از این نیز بسیاری از چهرهها، مورد اتهامها قرار گرفتهاند برای چنین وضعیتی، تفسیرهای متفاوتی وجود دارد:
الف: گروهی معتقد هستند که فرزندان از مسیر پدران جدا شدهاند. اتهامزنندگان کماکان تفسیر و قرائت از اندیشه مردانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی را در صلاحیت خویش میدانند و نگران هستند که بازخوانی اندیشههای این شهدا، راه را بر انحراف و برخوردهای سلیقهای باز نماید. فرزندان در مقابل این اتهام البته بدون پاسخ نیستند، آنها اعتقاد دارند که حامل اندیشه پدر هستند، صلاحیت تفسیر و ترویجش را دارند و اساسا احساس مسئولیتشان برای بازگشت به میدان، از باب وفاداری به اندیشه پدر بوده است.
ب: برخی اما معتقدند در زمانه اکنون سیاستورزی در ایران، پسند شاید آن نباشد که السابقون انقلاب، چه در قامت پدر و چه در سیمای فرزند، عرصه را میانداری کنند.
هاشمی رفسنجانی، در روزهای پایانی تبلیغات انتخابات نهم، در نوشتهای ـ که اخیرا دوباره توسط سایت شخصیاش منتشر شد و درباره دلایل آمدنش به آن انتخابات بود ـ از روزگار همنشینی با شهید بهشتی میگوید: «روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم: این تهمتهای تلخ آزارت نمیدهد؟ نگاهم کرد و گفت: این آسیاب به نوبت است، نوبت تو هم خواهد رسید!» پیشبینی سید درست بود، نوبت نه تنها به هاشمی رسید که فرزندان هاشمی نیز در ردیف نخست متهمان قرار گرفتند؛ چون فرزند بهشتی. کدام تفسیر به صواب نزدیک تر است؟
سعه صدر ضرورت بالندگی انقلاب
به نظر میرسد انقلاب باید با سعهصدری بیش از همیشه، فرزندان یاران صمیمی پیشین را با تمام دیدگاهها و عقاید گوناگونشان در کنار هم جمع کند و راه بالندگی خود را با حضور همه سرمایههای خود ادامه دهد.
منبع :روزنامه تهران امروز
شورای برون مرزی سازمان تربیتبدنی با سفر پرسپولیس به امارات موافقت كرد.
شورای برون مرزی سازمان تربیت بدنی با سفر پرسپولیس به امارات برای برپایی اردوی یك هفتهای موافقت خود را اعلام كرد. كاروان پرسپولیس روز جمعه با 40 نفر راهی این اردو خواهد شد.*باشگاه صبای قم پاسپورت عادل كلاهكج بازیكن فعلی پرسپولیس و سابق این تیم را برای رفتن به امارات به این بازیكن تحویل نمیدهد. حبیب كاشانی مذاكراتی را با استاندار قم و مسئولان باشگاه صبا انجام داده كه تاكنون این كار بی نتیجه مانده است.
*جلسه ویژه زلاتكو كرانچار، سرمربی سرخپوشان با حبیب كاشانی روز پنجشنبه و پیش از سفر به امارات برگزار میشود.
در این تمرین که از ساعت 14 و 30 دقیقه در زمین تمرین شرکت واحد برگزار می شود، همه بازیکنان باید حضور داشته باشند.زلاتکو کرانچار که در مرخصی به سر میبرد، صبح پنج شنبه وارد ایران می شود و در غیاب او ، اولین جلسه تمرین فردا زیر نظر حسین عبدی برگزار خواهد شد.پرسپولیسیها پس از دو روز تمرین در تهران، به منظور برپایی اردویی تدارکاتی جمعه راهی دبی میشوند تا تمرینات خود را به مدت 8 روز در این کشور ادامه دهند.
مدیرعامل باشگاه استیلآذین گفت: بحث انتقال علی كریمی به پرسپولیس به صورت غیرحرفهای و غیردوستانه مطرح شد.
علی مهریزی كه در جلسه تودیع و معارفه مدیرعامل سایپا حاضر شده بود در جمع خبرنگاران اظهار داشت: وضعیت انتقال كریمی به پرسپولیس ظرف 48 ساعت آینده مشخص خواهد شد و هیات مدیره در این زمینه تصمیمگیری خواهد كرد. این تصمیم با بیانیهای كه روابط عمومی باشگاه صادر میكند به اطلاع عموم میرسد.وی ادامه داد: مخالف انتقال كریمی به پرسپولیس هستم ولی من فقط یك رای دارم و هیات مدیره در این زمینه تصمیمگیرنده است. از هفته پنجم و ششم لیگ برتر فضایی را برای ما بوجود آوردند و در بحث انتقال علی كریمی به پرسپولیس افكار عمومی نقش زیاد و پررنگی پیدا كردند.
مهریزی افزود: باشگاه پرسپولیس اگر میخواست با باشگاه استیل آذین مكاتبهای داشته باشد نباید آن را رسانهای می كرد. بحث انتقال كریمی از استیل آذین به پرسپولیس غیرحرفهای و غیر دوستانه مطرح شد.
مهریزی با بیان اینكه با جدایی كریمی استیل آذین ضرر خواهد كرد گفت: به همین دلیل مخالف این انتقال هستم اما ما پاسخ باشگاه پرسپولیس را به صورت محترمانه و پس از تصمیم هیات مدیره خواهیم داد. باید ببینیم میتوانیم كسی را جایگزین علی كریمی كنیم یا نه؟
وی در مورد اینكه محترمانه به پرسپولیس نه خواهد گفت،گفت این برداشت شما است شاید بحث تبادل بازیكن نیز مطرح شود.
تبلیغات







